سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

763

تاريخ ايران ( فارسى )

در تصرف داشت . در همين اثناء مختار هم از طرف محمد حنفيه خروج كرده كوفه را قبضه نمود و آنجا را مركز خود قرار داد ، ولى در آخر بدست مصعب برادر ابن زبير بقتل رسيد . خود مصعب نيز در سال 71 هجرى ( 690 ) از طرف عبد الملك شكست خورده و كشته شد . ابن زبير كه اگر پس از مرگ يزيد حيثيت و مقام خود را درست حفظ مينمود شايد خود مردم او را بخلافت انتخاب ميكردند دوباره مورد حمله واقع شد و اين بدست حجاج بن يوسف كه يكى از سرداران كافى و لايق عبد الملك بود بوقوع پيوست . اين مرد كه مجسمهء محبت بنى اميه بود در آغاز امر تهور غريبى از خود بروز داده مكه را كه از مقامات مقدسه است بدون اينكه هيچ اهميتى به آن بدهد محاصره نمود . درنتيجه جماعتى كه دور ابن زبير جمع بودند متفرق شدند . آخر الامر خود ابن زبير پس از سيزده سال استقلال مانند يكنفر سرباز بقتل رسيد . نامبرده يكى از رقباى خيلى زبردست خلافت بشمار ميآمد ، چنان كه پس از مرگ او خلافت عبد الملك در تمام ممالك اسلامى مسلم گرديد . قتل‌عام دشمنان حسين بن على 66 هجرى ( 685 ) در سال 65 هجرى خوارج كه مظالم و جنايات آنها ايران را به كلى متشنج ساخته بود در آخر نادم و پشيمان شده به خونخواهى حسين ( ع ) كمر همت بستند . لذا حركت كرده ابتدا به زيارت قبر آنحضرت به كربلا رفتند . چشمشان كه به قبر ( شريف ) افتاد بىتاب شده فغان و زارى به آسمان رسانيدند . بعد از آنجا حركت كرده بشام حمله‌ور شدند . ليكن از لشكر شام شكست ديده بكوفه برگشتند . در سال بعد جنك‌هاى هولناك و خونينى در كوفه روى داد كه آن منتهى بقتل‌عام قتلهء حسين گرديد . البته اين انتقام و خونخواهى خيلى بجا بوده است و عقده از دل ايرانيها ربود . اهالى ايران چقدر خوشوقت شدند كه عمر سعد و شمر و ساير اعادى از اهل كوفه به شديدترين عذاب معدوم گرديدند . چون مختار مردم اين شهر را مىشناخت و از آنها كاملا واقف بود توانست همه را بدست آورده كيفر بدهد و فقط معدودى جان دربردند . مختار سر